تبلیغات
Mathematical Graduates
Mathematical Graduates
چه دیر میفهمیم زندگی همان روزهایی بود که زود رفتنش را آرزو میکردیم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام به همه...
ما اولین فارغ التحصیلان رشته ریاضی دبیرستان فرزانگان شهرستان آباده هستیم
که سال 92 کنکور دادیم
الان هرکدوممون یه گوشه ایرانیم ولی دلامون همیشه باهم هست
قبولی های ما به ترتیب نام نویسندگان وبلاگ:
عرفانه کریمی:
صنایع-صنعتی اصفهان
پروانه صیادی:
شیمی-کرمان
شهره شکیبایی:
مکانیک-یزد
زهرا رستمی:
مدیریت صنعتی-یزد
مرضیه خاکسار:
برق-یزد
مرضیه حیدرپناه:
برق-شیراز
نیلوفر حسینی:
نرم افزار-یزد
بهاره ترابی:
آی تی-اصفهان
اندیشه اطمینان:
مهندسی پزشکی-امیرکبیر
نسترن کیومرثی:
معماری-شیراز
الهه نثاری فرد:
فیزیک-تهران
پگاه قشقایی:
مهندسی پزشکی-امیرکبیر
سوسن رضایی:
مکانیک-شهید بهشتی
راضیه فرخی:
کامپیوتر-یزد

*~•° °•~* *~•° °•~* *~•° °•~*

امیدواریم که لحظات خوبی اینجا داشته باشید..
لطفا نظر یادتون نره!

*~•° °•~* *~•° °•~* *~•° °•~*

بچه ها فونت نوشته ها همه Tahoma و با سایز 2 هست..لطف کنید همه با همین اندازه بذارید تا یه کم نظم داشته باشه...

*~•° °•~* *~•° °•~* *~•° °•~*

مدیر وبلاگ : راضیه فرخی
برچسبها

ﯾﺎﺩ ﺍﯾﺎﻡ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﯽ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﻏﺼﻪ ﺑﻮﺩ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﮔﻢ ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺍﯼ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
ﺍﯼ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯾﻪ ﻣﻦ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
ﯾﺎﺩ ﺷﺎﺩﯾﻤﺎﻥ ﺩﻝ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﯿﻄﻨﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻏﻮﻏﺎ ﺑﮑﺮﺩ
ﺁﻧﻬﻤﻪ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻌﻒ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
ﻋﺸﻘﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺭﯾﺎ ﺁﻥ ﻗﻠﺒﻬﺎﯼ ﭘﺎﮐﻤﺎﻥ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ 







نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 8 بهمن 1394
 از قابلیتها و امکاناتی که تلگرام داره: ارتباط با ربات هاست، ربات های تلگرامی مثله @ganjoor با هدف های مختلفی ساخته شدن که امکان دریافت اطلاعات مورد نیاز در مورد آب و هوا، نقشه ی مناطق، ساعت، اس ام اس جدید، تصاویر طنز جدید و کلی امکانات دیگه دارن. جالب هستن. مثلا همین گنجور فال حافظ و شعر تصادفی میفرسته تنها با فرستادن یه دستور. ربات های دیگه رو هم همین الان با سیرچ میتونین پیدا کنین. جالبه.
البته بینشون رباتهای مزاحم هم پیدا میشن.
مواظب باشین.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 شهریور 1394
سلام سلام سلام!!!!!!!!!!!!
 گاهی وقتا با خوندن  نوشته ها و کامنتهای قدیمی انقدر لحظه ها برام زنده میشن که انگار همین چند لحظه پیش یا فوقش چند روز پیش اتفاق افتادن...
خیلی خیلی خوبه که دوستا و مدرسه و دبیرا و آدمهای خوبی رو داشتیم که هنوز که هنوزه باز هم دوست داریم برگردیم و بعضی خاطراتو تکرار کنیم...
الان که روزای آخر تابستان 94ه و ما درست به اندازه ی دو سال بزرگتر شدیم... خیلی تجربیات و اتفاقا افتاده و خیلی چیزا عوض شده. اما همین هوای بارانی و دلگیر امشب که بوی پاییز میده انقدر دلتنگم کرده... دلتنگ تمام لحظات با هم بودنمون... خانم صادقی خیلی خیلی دوست داشتم امشب به شما بگم که دوستون دارم و خیلی وقته که دلم میخواد ببینمتون. و همینطور خانم هاشمی و بقیه دبیرایی که هنوز هم محبت دارن نسبت به ما و تو شبکه های اجتماعی دیگه مثله تلگرام و واتز آپ و اینستاگرام کم و بیش با هم در ارتباطیم...
دوستانی هم که سر میزنن حق بدن که وبلاگ زیاد آپدیت نمیتونه بشه، بخاطر مشغولیت بچه ها و تعدد شبکه های اجتماعی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 شهریور 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 11 آذر 1393

غم نبودنت خیلی سنگینه...

حالا تو دل دنیارو خون کردی که اینجوری رفتی...
یادت تا ابد میمونه...
وصدات همیشه تو لحظه هامون موندگاره...
اسطــــــــــــــــــــوره

[]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 آبان 1393

سلام . . . قبل از همه چی بگم که منو عرفانه 4شنبه هفته پیش از هوای اسیدی اصفهان فرار کردیم و هم اکنون سالمیم و در هوای وطن نفس میکشیم!
احتمالا تا الان دیگه همه از جریان اسیدپاشی باخبر شدن,.اصفهان فوق العاده جو بدی بود, تعداد قربانی ها خیلی بیشتر از اونی هست که تلویزیون اعلام کرده, از همتون میخوام تو این شب ها دعا کنین هر کی هستن و هر چی که میخوان هرچی زودتر شرشون کنده شه!



نکته ی دیگه ای که مخواستم بگم اینه که اگه میبینین کمتر میایم اینجا دلیلش این نیس که همو فراموش کردیم و یادمون از هم رفته . . . ما تقریبا هر روز یه جورایی باهم در ارتباطیم ولی اینقدر این وبلاگو دوس داشتیم که دلمون نیومد حذفش کنیم. از این به بعد هم قول میدم بیشتر سر بزنیم بهش!
مواظب خودتون باشین . . . تا بعد!




نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آبان 1393
سلام به همه
 دیشب داشتم پستای قدیمی وبلاگمون رو میخوندم هم کلی خاطره ه خوب واسم مرور شد  هم یاد کردم از اون عزیزایی که همیشه همراهمون بودن ولی فک کنم چون فعالیتمون کم شده دیگه زیاد این ورا نمیان,دلیلشم اینکه یه گروه تو whatsapp داریم و تقریبا همگی اونجاییم...شما ببخشید من با بچه ها حرف میزنم که اگه بشه دوباره اینجارو سروسامون بدیم...

N.E,آشنا,محمد.م,m.m,یک نفر(که هویتش مشخص شد بالاخره),لیلی جون و....
بیاین پیشمون..خوشحال میشدیم وقتی نظراتونو میخوندیم...


من یزدم اینجا هوا کم کم داره سرد میشه 4 شنبه برمیگردم آباده تا یه 10 روزی هم هستم تا حســــــــــــــــــــــابی خستگیا و همه ی استرس ای این مدت از بین برن(استرس بخاطر قضیه های اسید پاشی ک واقعا اعصاب و روان نذاشته واسمون)
ماه محرم هم که شروع شده و آدم چه بخواد چه نخواد تو این ماه یه کم دلش همیشه گرفته اس...
واسمون دعا کنید تو این ماه...

مواظب همدیگه باشید...

آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس





نوع مطلب : دفتر خاطرات، دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 5 آبان 1393
بچه ها! تا نیم ساعت دیگه وقت هست. اسم بنویسید بریم کربلا! آذرماه هست زمانش... دانشگاه هی سراسر کشور! من اسم نوشتم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 مهر 1393
سلام! یه کتاب میخواستم معرفی کنم. کتاب جالب و معروفیه! شاید اسمشو شنیده باشید یا خونده باشینش. کتاب عقاید یک دلقک. رمانی عاشقانه هست اگه بخوای سطحی بخونیش. اما اگه کمی عمیق بشی درون مایه ی سیاسی و دینی ((شاید بشه گفت در واقع ضد دینی چون ممکنه در نهایت دید منفی نسبت به دین پیدا کنید. با توجه به این که نویسنده همش داره با نگاه تمسخر و انتقادی به دین و راهبای کاتولیک نگاه میکنه که خواننده رو به مذهب کاتولیکبدبین میکنه که ممکنه خیلیا به اسلام تعمیمش بدن که این یه شاخصه بد کتابه. با این وجود یکی از بهترین رمانهایی هست که خوندم)) داره. یکی از 10 کتاب تاثیر گذار قرن بیستم هست. اگه وقت داشتین حتما بخونینش.

آشنایی با کتاب:

«عقاید یک دلقک» طنزی است عاشقانه که در قالب داستانی بسیار خواندنی به مسائل مختلف می پردازد. 

توصیفها و شخصیت پردازی های فوق العاده جالب و قوی،خواننده را به کنش و واکنشهای شخصیت ها و آدم های مختلف از جمله پدر و کارخانه دار هانس،مادر خسیس و ابله او،لئو برادرش که می خواهد کشیش بشود،ماری که هانس هنوز او را همسر قانونی خود می داند و بسیاری دیگر از جمله “شیتلر” هنرمند و شار فرصت طلب “هربرت کالیک”از سردمداران و فرماندهان رژیم سابق نازی و از مقامات معتبر فعلی،  فن دویل،مدیر اجرایی و هنری هانس میباشد،با رفتارهای مالیخولیایی وا می دارد و اوج قدرت نویسنده در خلق این رمان را نشان می دهد.

معرفی مختصر نویسنده:

 
هاینریش بُل <متفكر و نویسنده آلمانی> یكی از كسانی است كه آثارش را می توان انعكاسی از تنهایی و پوچی انسان مدرن نامید . " عقاید یك دلقك " اثری است كه در آن، این بازتاب در اوج خویش با فرم به تعامل رسیده و روانكاوی مشكلات روشنفكر و هنرمند جهان مدرن را به صورت كاملازیرپوستی مورد توجه قرار داده است. بل در این رمان با لحن خطابی خویش، دنیا را هدف می گیرد و در واقع بدین بهانه مخاطب را مورد نقد و خطاب قرار می دهد. كاری كه در بسیاری از آثار محتواگرای قرن بیستم شاهد آن هستیم. اما ارجاعات درون متنی داستان به همراه شخصیت پردازی های بسیار قوی باعث می شود این خرده روایت ها در یك فرم كلی جای گرفته و به رشته هایی تارعنكبوت وار تبدیل شوند كه جدایی حتی یك سطر بدون آسیب به كلیت اثر غیرممكن باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 مهر 1393
بچه ها این کتابی که میخوام معرفی کنم به مناسبت نزدیک شدن روز عرفه و ماه محرم هست...
نثرش رمان گونه هست. یعنی شما احساس نمیکنید که دارید زندگی امام حسین علیه السلام رو میخونید. خیلی زیباتر از رمان بر باد رفته هست حتی. واقعا عالیه. هیچ موضوع و مطلبش تکراری نیست و دیدی متفاوت نسبت به امام داره. حجمش زیاده ولی انقدر برام جذاب بود که تا آخرش خوندم. جز محدود کتابایی هست که تا آخرش خوندم!    "کتاب زندگانی امام حسین علیه السلام از زین العابدین رهنما" اینم معرفی نویسنده و خلاصه مطلب!
زین‌العابدین رهنما (۱۲۷۲ در نجف - 12 تیر ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر اهل ایران بود. او در دهه ۱۳۲۰ مدیرمسئول روزنامه ایران، رئیس انجمن قلم ایران و از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران ایران بود. رهنما چندین دوره نماینده مجلس شورای ملی، وزیرمختار ایران در فرانسه و سفیر ایران در کشورهای عربی نیز بوده‌است. او به جز زبان فارسی، به زبان‌های عربی و فرانسوی نیز تسلط داشت. او بیشتر به خاطر دو کتابش به نام‌های پیامبر و حسین، مشهور است. زین العابدین رهنما نویسنده کتاب داستانی « زندگانی امام حسین ( ع ) سعی کرده است به شیوه جرجی زیدان ( مولف و مورخ مسیحی لبنانی ) ، با استفاده از داستانی عشقی ، بازگویی و نیز مطالعه تاریخ را جذاب و شیرین نماید که بهمین منظور داستان ارینب را خمیر مایه این کتاب قرار داده است 





نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 مهر 1393
سلام به همه دوستای گلمون ما 14 تا همیشه قول دادیم کنار هم باشیم و رفیق هم باشیم اگر وبلاگ مثل قبل خبری نیست چون وقتش رو نداریم و سرمون شلوغ شده

اگر دانشجو شدین که بهتون تبریک میگم انشالله موفق باشین اگرم هنوز دبیرستانی هستین که قدر لحظاتتون رو بدون،
دانشجویی واقعا دوران باحالیه ولی پیش دانشگاهی یه چیز دیگست


بروبکس خودمونم که حسابی دلم براتون تنگ شده
مراقب خودتون باشین رفقا



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 21 شهریور 1393
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شده‌ام بی‌سر و سامان که مپرس
کس به امید وفا ترک دل و دین مکنادکه چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیستزحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس
زاهد از ما به سلامت بگذر، کاین می لعلدل و دین می‌برد از دست بدان‌سان که مپرس
گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازدهر کسی عربده‌ای، این که مبین، آن که مپرس
پارسایی و سلامت هوسم بود... ولیشیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتّان که مپرس
گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسمگفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرس
گفتمش زلف به خونِ که شکستی؟ گفتا
حافظ این قصّه دراز است، به قرآن که مپرس!
hafez 21 شعرهای کوتاه زیبا/ مردم نادان



نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 شهریور 1393
سلام به همه ی دوستای گلم
امشب بچه ها گفتن که نتیجه های کنکور اومده و انگار بازم بچه های مدرسه گل کاشتن مث پارسال ما
یاد پارسال همین موقع افتادم
من که وقتی نتیجه رو دیدم رفتم آرایشگاه چون روز نامزدیم بود,یادتونه وقتی بهتون میگفتم چی میگفتین؟؟؟

منو شهره و مرضی و نیلو و زهرا باهم بودیم
بهاره و عرفانه...
الهه و پگاه و اندیشه و سوسن...
نسترن و مرضیه...
و پروانه تنها....

گذشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....1 سال دانشجو بودیم...1سال به جای معلم استاد داشتیم...واسه داشتن استاد مرد چونه نزدیم...واسه آب خوردن اجازه نمیگرفتیم...کلاسای مختلط داشتیم...دیگه کف حیاط 4زانو نزدیم....و..و...و....

نمیدونم شماها الان تو دانشگاه یا خوابگاه اوضاعتون چطوریه..چندتا دوست دارید...چقد درس میخونید...

منــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ....
دلم یه عالمه واسه کلاسمون..واسه صندلیامون..واسه خنده هامون...واسه معلمامون...واسه شورش کردنامون واسه گریه هامون و همـــــــــــــــــــــه چیزایی که باهم داشتیم تنگ شده...حاضرم یه بار دیگه کنکور بدم ولی 1 سال دیگه با همه شماها سر یه کلاس بشینم...

نیومدم که باز حال و هوا رو غم انگیز کنم...امدم بگم کلـــــــــــــــــــــــــــــی دوستون دارم و با هر چند نفری که دوست شم شما 13 تا بهترینایید...

کلاسا هم که کم کم داره شروع میشه...
مواظب خودتون باشیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد...





نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 17 شهریور 1393





http://cdn1.bipfa.net/i/attachments/1/1389455133518450_large.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 10 مرداد 1393

روزمون مبارکـــــ.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 19 خرداد 1393
 
«...دیروز که نامه ات رسید.

هنوز شیار دیدنت روی زمین بود و تازه بود.

در نیمروز «شمیران» از چه سخن می گفتیم؟

دستهای من از روشنی جهان پر بود و تو در سایه روشن روح خود ایستاده بودی.

گاه پرنده وار شگفت زده به جای خود می ماندی!

نازی، تو از آب بهتری..

تو از ابر بهتری..

تو به سپیده دم خواهی رسید..

مبادا بلغزی!!

من دوست توام و دست تو را می گیرم.

روان باش که پرندگان چنین اند و گیاهان چنین اند.

چون به درخت رسیدی به تماشا بمان، تماشا تو را به آسمان خواهد برد.

در زمانه ی ما نگاه کردن نیاموخته اند، و درخت جز آرایش خانه نیست..

و هیچ کس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد!

پیوندها گسسته!

کسی در مهتاب راه نمی رود، و از پرواز کلاغی هشیار نمی شود..

و خدا را کنار نرده ایوان نمی بیند، و ابدیت را در جام آب خوری نمی یابد!

در چشم ها شاخه نیست..

در رگ ها آسمان نیست..

در این زمانه درخت ها از مردمان خرم ترند..

کوه ها از آرزوها بلند ترند..

نی ها از اندیشه ها راست ترند..

برف ها از دلها سپیدترند!

خرده مگیر!

روزی خواهد رسید که من بروم خانه همسایه را آب پاشی کنم،

و تو به کاج همسایه سلام کنی و سارها بر خوان ما بنشینند..

و مردمان مهربان تر از درخت شوند!

اینک رنجه مشو اگر در مغازه ها پای گل ها بهای آن را می نویسند..

و خروس را پیش از سپیده دم سر می برند و اسب را به گاری می بندند..

خوراک مانده را به گدا می بخشند، چنین نخواهد ماند!

بر بلندای خود بالا رو، و سپیده دم خود را چشم به راه باش..

جهان را نوازش کن..

دریچه را بگشا..

پیچک را ببین..

بر روشنی بپیچ..

از زباله ها رو مگردان که پاره حقیقت است..

جوانه بزن!

لبریز شو تا سرشاری ات به هر سو رو کند!

صدایی تو را می خواند، روانه شو!

سرمشق خودت باش..

با چشمان خودت ببین..

با یافته خویش بزی (زیستن)..

در خود فرو شو تا به دیگران نزدیک شوی..

پیک خود باش..

پیام خودت را بازگوی..

میوه از باغ درون بچین..

شاخه ها چنان بارور بینی که سبدها آرزو کنی و زنبیل تو را گرانباری شاخه ای بس خواهد بود!

"میان این روز ابری من تو را صدا زدم..

من تو را میان جهان صدا خواهم کرد و چشم به راه صدایت خواهم ماند..

و در این دره تنهایی،

تو آب روان باش و زمزمه کن..

من خواهم شنید!"»

"بخشی از نامه ی سهراب سپهری به دوستی به نام «نازی»

تهران - ٦ فروردین ١٣٤٢

برگرفته از کتاب هنوز در سفرم - چاپ نهم"

(حاشیه):

یادت می آید؟

گفته بودی:

اندیشه ام از حرکت نخواهد ایستاد، وگرنه خشک خواهم شد!

....

حال،

سراغ حرف هایت را باید از سهراب بگیرم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393

Sin of self-love possesseth all mine eye
And all my soul, and all my every part;
And for this sin there is no remedy,
It is so grounded inward in my heart.
Methinks no face so gracious is as mine,
No shape so true, no truth of such account;
And for myself mine own worth do define,
As I all other in all worths surmount.
But when my glass shows me myself indeed
Beated and chopp'd with tanned antiquity,
Mine own self-love quite contrary I read;
Self so self-loving were iniquity.
'Tis thee, myself, that for myself I praise,
Painting my age with beauty of thy days.
Shakespeare, Sonnet No. 62

گناه خودپرستی
تمامی چشمان من
و تمامی روح من
و تمامی هستیِ من را تصرف کرده است،
و این درد را هیچ درمانی نیست،
زیرا چنان در دلم پای گرفته است
که گمان دارم روی هیچ کس به لطف و صفای چهرۀ من نیست
و هیچ چهره ای، بدین حد از حقیقت برخوردار نیست
و هیچ حقیقتی بدین قدر و منزلت نیست،
و اوصاف و مکارم خویش را بر خود عرضه می کنم
و هیچ کس را در هیچ کمالی برتر از خود نمی یابم.
اما چون در آینه می بینم
که چهره ام از شکنج روزگار درهم شکسته
و فروغ طراوت از آن رخت بربسته است،
آنگاه قصۀ خودپرستی خویش را به گونه ای دیگر می خوانم
که آخر این چهرۀ ناموزون راچه جای ستایش است.
پس شاید این تویی که من به نام خود او را می ستایم،
و این تویی که با جمال و جوانیت
به نقش پیری من آب و رنگ می بخشی.

غزل 62 – ویلیام شکسپیر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شددر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کردکه نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر استگفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شدگفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو
ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیالخیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو





نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393

دختر که باشیـ...


میدونی اولین عشق زندگیت پدرته


دختر که باشـیـ...


میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش پدرته


دختر که باشیــ...


میدونی مردانه ترین دستی که میتونی توی دستت بگیری


و دیگه از هیچی نترسی


دستای گرم پدرته


هر جای دنیا که باشیـ...


چ باشه و چ... خدایی نکرده نباشه


میدونی و مطمئنی که قویترین فرشته نگهبان زندگیت پدرته


دختر که باشیـ...


میدونی تنها کسی که با عشق نازتو خریداره پدرته


دختر که باشیـ...


تموم روزای دنیا برات روز پدره


دختر که باشیـ...


دلت میخواد با نگاه دخترونه ات، با شرم ،چشم تو چشمای مهربونش بدوزی و براش حرف بزنی:


پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ 


                 اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، 


                                 در آینه چشمان مردانه ‏ات، 


                                                  کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.


می‏خواهم بگویمت، 

ببخش مرا اگر...


پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏هایی را خوردی که مال تو نبودند!


ببخش مرا اگر...

ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ...


ببخش مرا اگر... 


همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ 


اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانۀ تو، بوسه بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. 


سایه‏ات کم مباد ای پدرم!


آن روزها، سایه‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می‏ایستادی، همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، خمیدگی قدت را به رخ بلندای قدم می کشند... شرمسارم پدر!!!

                                                           دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم.

ساعت جیبی‏ات را که نگاه می‏کنی، یادم می‏آید که وقت غنچه‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.


این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏ معنی، کنار هم چیده شده‏اند. 

یعنی در دائرة المعارف عشق، پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.


روزت آروم آروم مبارک ای معنای حیاتِ بی مقدارم...






نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 اردیبهشت 1393
سلام
آقا الان ساعت 00:00 و من از ساعت 7 تا حالا دارم دنبال قالب میگردم واسه وبلاگ و هیچــــــــــــــــــــــــــــــــی به درد بخور پیدا نکردم
فقط واسه اینکه اون قالب قبلی مخصوص عید بود برداشتمش و اولین قالب وبلاگمون رو گذاشتم....(یه کمی زیادی رنگ و وارنگه ولی موقتیه)
ما کمک لازم داریم!!!!!!!!!
اگه میخواین کمکون کنید واسمون قالب پیدا کنید و واسمون بفرستید,حالا یا لینکشو یا کدشو...
اگه اونی که قالب رو پیدا کرد از بچه های خودمون بود که هیچ اگه از مهمونای گلمون بود با اجازه بچه ها ایشون از اون به بعد نویسنده افتخاری وبلاگمون میشن...
کمکمون کنید!!!!!!

قالب:
+شاد(رنگو روش باز باشه)
+ مناسب محیط وبلاگ
+ رعایت شئونات اسلامی(خخخخخخخخخخخ)
+توجه به دانشجو بودنمون 
+هیچی دیگه یه قالب خوب و باحال و خفن و قشنگ و.... 

منتظر کمکاتون هستیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 19 اردیبهشت 1393

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393

الان که هنوز خیلی زوده اما برای کنکوریای عزیز چندتا نکته میخواستم بگم...

یکی اینکه با اینکه الان هنوز خیلی زوده اما هدف خودتونو مشخص کنید, یه راهنمای مطمئن و خوب داشته باشید و از وجود یک یا چند تا دوست خوب و موفق حتما استفاده کنید. اینجا من دانشگاه شیراز رو سعی کردم معرفی کنم , چون تو رشته های فنی بعد از شریف و تهران و امیرکبیر حرف اول رو میزنه... شریف و امیرکبیر و تهران که تقریبا نیازی به معرفی ندارن اما دانشگاه شیراز که متعلق به خودمونم هست هنوز خیلی جای صحبت داره...  تا اخرش بخونید خیلی وقتتونو نمی گیره,

دانشگاه شیراز دومین دانشگاه تاسیس شده در ایران بعد از دانشگاه تهران است و قبل از شریف و امیر کبیر تاسیس شده,

پیش از انقلاب ایران (۱۳۵۷)، دانشگاه شیراز، «دانشگاه پهلوی» نامیده می‌شد.

دانشگاه شیراز یکی از ۵ دانشگاه مادر در رشته‌های مهندسی به شمار می‌آید.   همواره جز 5 دانشگاه برتر کشور محسوب میشده و هنوز هم در میان دانشگاه های کشور و حتی دانشگاه های اروپایی و امریکایی برای پذیرش دانشجو بسیار معتبر است.  محوطه دانشگاه شیراز که توسط مینورو یاماساکی طراحی شده٬ از نظر وسعت در کشور ایران در رتبهٔ دوم قرار دارد.

دانشگاه شیراز (دانشگاه پهلوی قبل از انقلاب) در سال ۱۹۴۶ شروع به کار نمود. معمار اصلی این دانشگاه مینورو یاماساکی نام دارد، که از دیگر کارهای مشهور او مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلو) نیویورک می‌باشد. به‌دنبال دعوت محمدرضا پهلوی از رییس دانشگاه پنسیلوانیا به ایران، پس از مذاکراتی چند، توسعهٔ دانشگاه شیراز مستقیماً تحت نظر و مدیریت این دانشگاه صاحب‌نام آمریکایی قرار گرفت تا جایی که روابط علمی و فرهنگی بین این دو دانشگاه از مستحکم ترین روابط علمی فرهنگی میان ایران و آمریکا گردید و تا روزهای آخر حکومت شاه ادامه داشت.

 در سال ۱۹۶۲، عیسی صدیق مسئول پیاده سازی الگوهای این دانشگاه آیوی لیگ در دانشگاه پهلوی گردید. تدوین بسیاری از دروس، طراحی و توسعه پردیس‌های دانشگاه، تربیت اساتید، و بنیانگذاری بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی دانشگاه پهلوی همه و همه در اختیار این دانشگاه آیوی لیگ قرار گرفتندبعده‌ها، در دوره هوشنگ نهاوندی، موسسه معروف دانشگاه ایالتی کنت نیز در شکل گیری و توسعه دانشگاه پهلوی نیز حضور پیدا کرد. در روز دوشنبه ۱۵ آبان‌ماه که مصادف با سالروز تولد امام چهارم شیعیان بود، محمدرضا شاه پهلوی، با فشار دادن تکمه‌ای که انفجاری در دل کوهستانهای شیراز ایجاد کرد فرمان شروع ساختمان دانشگاه بزرگ پهلوی را صادر کرد.

دانشگاه شیراز اولین دانشگاه کشور است که مدرکش بین‌المللی شد و همچنین " اولین دانشگاه ایران " که برنده جایزه نوبل در آن سخنرانی کرد. در زمان پهلوی نیز دانشگاه شیراز خواهر دانشگاه پرینستون ایالات متحده آمریکا خوانده می‌شد.

الان هرچند زوده اما به کنکوریا پیشنهاد میکنم قبل از انتخاب رشته و دانشگاه خوب فکر کنید, از افراد شایسته سوال بپرسید هم علایقتونو در نظر بگیرید هم تواناییهاتونو و هم شرایط خانواده و مسیر و خیلی چیزای دیگه که ممکنه الان وقتی بقیه بهتون میگن متوجه نباشید اما بدونید اونا قطعا این شرایطو تجربه کردن و بهتر میدونن, چون تقریبا بعد از قبولی راه برگشتی وجود نداره و هر پشیمانی بعد از قبولی کلی دردسر و ناراحتی برای همه و بیشتر از همه خودتون خواهد داشت...

با ارزوی موفقیت برای همه کنکوری های عزیز....

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 7 اردیبهشت 1393

بچه ها داشتم تو گوگل سرچ میکردم... زدم دبیرستان فرزانگان اباده کلی وبلاگ اومد... یکیش یه وبلاگی بود که نویسندش خانم پورحمزه بود... اخیرا انگار حک شده...





نوع مطلب : دست نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 7 اردیبهشت 1393


تصویر کاملا گویاست!
این دوغ واسه شام امشب ما بود که گویا قراره فردا تولید بشه ایشالا!
امروز 2/1
تاریخ تولید 2/2




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393
سلام بچه ها...
باز دوباره داره بوی کنکور میاد و کنکوریا الان شاید یه کم استرس داشته باشن...
واسه همشون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم واقعا به اندازه تلاششون به نتیجه برسن....
فک کردم اگه پارسال یه مرجع داشتم که میتونسم در مورد محیط دانشگاه ها و رشته ها اطلاعات بگیرم چقدر خوب بود... اینم میشه تو اینترنت پیدا کرد ولی یه چیز جامع نبود و شامل همه دانشگاه ها نمیشد...
گفتم امسال که هرکدوم از ماها یه جا هستیم و میتونیم این اطلاعات رو در اختیار بچه های کنکوری بذاریم چرا اینکارو نکنیم...
واسه همین یه کم عکس از دانشگاهمون پیدا کردم که با یه کم توضیحات اینجا بذارم...
اگه شماهام میتونین هرکدوم راجع به دانشگاهاتون یه سری عکس و اطلاعات بدید...

خوب شروع میکنیم...
دانشگاه یزد سال 1366 تاسیس شده...
شامل:
 3 ساختمان فنی و مهندسی
ساختمان علوم که شامل دانشکده های شیمی,ریاضی,فیزیک و زیست شناسی
ساختمان منابع طبیعی
و ساختمان های معروف به اصول دین(توحید,نبوت,معاد,عدل و امامت) که دانشکده های علوم انسانی هستند میشه.

نقشه دانشگاه:
(هرچی گشتم از تو اینترنت چیزی پیدا نکردم,خودم واستون نقشه رو کشیدم )


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب : دست نوشته، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 فروردین 1393


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد موسیقی برای وبلاگ